نمیاره
7 جلسه زبان عقب بودم، امروز همه رو رسوندم... موند کتاب کار و تمرین هاش که فردا بنوسم و بفرستم... بابا وبلاگ شدید کند شده... یا نمیاره میاره پست نمی کنه... نظرها رو نمیاره میاره هم تایید نمی شه... آدم دلش همون لحظه نوشتن می خواد بالا نمیاد... وبلاگ هیشکی برام باز نمی شه و از کسی خبر ندارم و اعصابم رو خرد کرده... آخه چرااااا... نه با داده گوشی نه با وای فای لپ تاپ نه با هیچ برنامه دیگه کار نمی کنه... نمی دونم باید چیکار کنم.... بگذریم...!!
واقعا بعد دوره و مشهد خیلی بهتر شده روحیه ام... خداروشکر... ولی بعضی وقت ها ترس از مسئولیت و تکلیفی که اومده گردنم باعث می شه کند بشم حساس تر برم جلو... خیلی دارم دست به عصا می رم... داشتم فکر می کردم تا سالها باید شاگردی کنم باید دانش جو باشم تا بتونم فردا موثر باشم... به قول استاد جهرمی ناظر امروز، قاضی فرداست... راست میگه ممکنه فردا یه مسئولیت کشور بیاد گردنم پس باید از الان خودم رو بسازم... پول ندارم آقاااااا پوووووووول.... منتظرم حقوقم اومد زود بعد دادن بدهی هام دوره طلیعه حکمت استاد علی غلامی که کتاب های استاد مرتضی مطهری رو تدریس می کنند رو ثبت نام کنم... یعنی هم با استاد عباسی ولدی هم استاد غلامی باهم می برم جلو... باید مطهری رو حداقل دوبار بخونم بعد عمیق بشم... خیلی کار دارم خیلی برنامه و اهداف دارم... خصوصا دوره مشهد هم سال پیش هم امسال خیلی پرمحتوا و سنگین و عمیق بود... نمی تونم آدم سطحی باشم باید بجنگم باید عمیق بشم... دوره استاد ولدی 5 ساله و دوره استاد غلامی هم 5تا سطح داره... استاد ولدی هم کتاب خودش هم شهید مطهری هم رهبر هم امام خمینی داره تو دوره اش با کلاس تفسیر تربیتی و کلاس مبانی تربیت و رشد.... سنگینن ولی ارزشش رو داره که درگیر بشم و بخونم.... فقط دانشگاه شروع شد باید بتونم ببرم جلو... زبان هم می خونم .... حالا ارشد رو شروع نکردم... منتظرم پولی دستم بیاد کسب و کارم رو شروع کنم...
راستش امسال آخرین ماه مهری هستش که دانشجومعلمم :) سال بعد مهر ماه اولین سال معلم رسمی شدنم و مدرسه رفتنم هست :) هم استرس دارم خراب کنم هم ذوق و شوق و هیجان برای کاری که مدت ها تلاش کردم و رویاش رو داشتم... خود خدا کمکم کنه... امیدوارم بتونم تا سال بعد اون سطحی که برنامه ریزی کردم رو برسونم... سختهههه ولی شیرین...
برم بخوابم خسته ام... فردا روز پر کاریه...