تخلیه
باید بنویسم تا ذهنم تخلیه بشه... این چند روز فقط دورههام رو پیگیر بودم.... کتاب خوندم... جایی نرفتم... روحی روانی خوبم... جسمی هم ضعیف شدم ولی خب...! ولی یه چیزی روی اعصابمه... چرا بعضی آدما انقدر سطحین؟ چرا دغدغهها چرا یهجورین...؟
من هیچ وقت فکر نمیکنم، آدم خیلی باسواد و فهمیده و عمیقی هستم، ولی خب واقعا دارم تلاش میکنم بهتر بشم... ولی میبینم هم اتاقیهام چقدرررر سطحی فکر میکنند و درد من اینه تلاشی هم برای تغییر و اصلاح خودشون نمیکنند... من نمی گم همه عین خودم باشن یا همه عمیق و سطح بالا باشن ولی بعد ۴سال دانشگاه خیلی از بچهها هنوز تکلیفشون با خودشون روشن نیست... اینا هنوز تو فاز قبل دانشجویین... اصلا نه هدفی دارن نه برنامهای.... اصلا خودشون رو نمیشناسن... من داره پدرم درمیاد برای اصلاح خودم بعد یه سری حرفا میره روی اعصابم... اونا صرفا دنبال اینن که فقط معلم ساده بشن و تهش یه ارشد بگیرن و شاکی هم هستن... من ۳سال دانشگاه سردرگم بودم ولی واقعا نابود شدم تا خودم رو بسازم و خودم رو پیدا کنم... واقعا سختهههههه.... من از این نظر حرصم میگیره خیلی سطحی زندگی میکنند، مثلا نمیدونم چرا فلان پسر قیافهش اینه، دوستپسر فلانی اینطوریه، اینستا شده زندگیشون، حرف میزنی ناراحت می شن.... بعد وااااای همه رو مقصر زندگیشون میدونن و اصلا مسئول ۱۰۰٪ زندگیشون نیستن و اصلا خودشون رو مسئول نمیدونند... واقعا حوصلهم سر رفته....
واااای دیشب نمیدونم چی شد یهویی بهم ریختم به حدی که باز دلدرد عصبیم برگشت👩🏻🦯🥲 داشتیم با دوستم تصویری صحبت میکردیم، هم اتاقیم برگشت گفت گردو با فلان دوستش میره دِیت😐😐😐گفتم چی میگی؟ چرا دروغ می گی؟ اصلا به تو چه؟ بعد اون هم شاکی که چرا ناراحت شدی۰😐 اولا زندگی من به کسی ربطی نداره! دوما من با فلان دوستم سرقرار نرفتم، دوستم مشهده دوره رفته تو از کجات درآوردی این رو؟؟؟؟؟ واااااای مغززززم دااااااغ کرددددد😑😑😑😑عصبانی شدم، خیلی واکنش نشون دادم ولی خب بعدش رفتم اتاق یکی دیگه آروم شدم خداروشکر....
امروز هیچ غلطی نکردم، فقط فیلم دیدم، ناهار نخوردم چون جوجه کباب بود و حالم رو بد میکرد... الان هم مینویسم تا تخلیه بشم، بعد یه کم استراحت کنم، شب برنامههام رو انجام بدم... روز جمعهست باید برای هفته بعد آماده بشم... انرژی هیچی رو ندارم... حتی حس بیرون رفتن و حیاط رفتن... هعی...
برم که ببینم چه میشه کررددد