فیلترشکن، شهریور
چرا وبلاگ با فیلترشکن کار میکنه😐وای من واقعا حوصلهم نمیکشهههههه یعنی چییییییی🚶🏻♀️🚶🏻♀️🚶🏻♀️
بیخیال...
شهریور هم تموم شد و ۱۲ ساعت دیگه وارد فصل پاییز و مهرماه میشیم😇
بهار، تابستون... چه زود گذشتند... اصلا نفهمیدم کی اومدن و کی رفتن... گذر عمر رو این طوری ندیده بودم... شاید بهار و تابستون من هنوز تو ۹ اسفند گیر کردم💔🫠... ولی ۶ ماه اول سال خداروشکر راضی بودم از عملکردم... ولی باید سرعت و تلاشم رو خیلی بالا ببرم... واقعا انقدر روز و زمان و ماه زودتر میگذره بعضی وقتها میترسم که جا بمونم... برای رفتن به دانشگاه و خوابگاه روزشماری میکنم... وضعیت سوئیت خوب نیست ولی از خونه بهتره... یعنی فقط به فکر فرارم...
برم دانشگاه، باید آخر مهر و آخر آبان برگردم باز، تا ارتودنسی رو کامل باز کنم... وااای هزینه قالب نگهدارنده یه فک پایین ۷ میلیون🚶🏻♀️... بعد آذرماه باید خوب پسانداز کنم... همین ارتودنسی رو تموم کنم یه پروژه بزرگ تموم و پروندهش بسته میشه...
امسال دانشگاه میخوام کلا کم پیدا و محو باشم، کلاس خوب بود استفاده کنم، نبود خودم درس بخونم... بعد خیلی دورههای سنگین برداشتم، خصوصا دوره تربیت و دوره مطهری.... قوانین سختگیرانه دارند... ولی بهم نظم میدن... دوست دارم ۱ سال خودم رو به چالش بکشم... من باید برای معلم خوب شدن ۱ سال بدوام تا به یه سطح حداقلی برسم بعد به فکر عالی شدن باشم... مسئولیتم سنگین شده...
مشهد امسال به امام رضا و آقای شهید یه سری قولها دادم... برگه ماموریتم رو هم دادم امضا کردن و مدت ماموریتم تا آخر عمرم شد... باید سر قولی که دادم بمونم... ان شاءالله