تمرکز
اصلا تمرکز ندارم... خیلی کم صبر شدم... نمی تونم یک جا بشینم و یک کار ثابت انجام بدم و تمومش کنم... همه اش پراکنده و نصفه انجام می دم... مثلا دارم زبان می بینم یهو وسطش میام گوشی رو چک می کنم یا یه کار دیگه انجام می دم.... کیفیت و بازدهی کارم خیلی اومده پایین... حس می کنم مغز و ذهنم کند شده چرا؟ چون پوشه های زیادی توش بازه و خیلی فکرم شلوغ و بهم ریخته است... می خوام تمرین کنم فقط یک کار انجام بدم و به مرور بیشترش کنم... زمان مطالعه کنکور آدم برنامه مشخصی داشت و می دونست چقدر خونده و چیکار ها کرده ولی الان انگار حس می کنم دارم درجا می زنم... تصویر مشخصی از خودم و برنامه و کارهام ندارم... باید شفاف سازی کنم... مثلا امروز انقدر کتاب خوندم انقدر فلان کردم... دارم تنبلتر و خشکتر می شم... باید به خودم سخت بگیرم تا حرکت کنم... خیلی پرش فکری و ذهنی دارم... باید افکارم رو ثابت تر کنم... من فقط 1سال وقت دارم که خودم رو بهترین نسخه کنم. چون سال بعد می رم مدرسه و اولین سال معلمی من حساب می شه... واقعا باید تلاش کنم و برای ارشد هم سخت بخونم تا بتونم تهران بیارم... کاش راهی بود با استاد خوش چشم و زرشناس و غلامی و زادبر مستقیم ارتباط بگیرم و باهاشون برم جلو... واقعا دلم یه تحول یه تغییر اساسی می خواد.... کاش بتونم تو زندگیم یه انقلاب بزرگ کنم و بشم همونی که می خوااااام :) تا کی رویاپردازی تا کی خیالبافی :/ خسته شدم... باید حرکت کنم... برای حرکت باید تمرکزم و برنامه هام رو تقویت کنم... الان خسته و فرسوده ام ولی متوقف نشدم :)
عصر جلسه با نشریه دارم باید موضوع اعلام کنم برای بخش علمی خودم... موضوع خاصی در نظر ندارم ولی خب یه سری چیزها نوشتم و امیدوارم به راحتی قبول کنند چون حوصله سروکله زدن ندارم