اعتماد به خودم
امروز صبح زود بیدار شدم، رفتیم عیادت عمه میو که انگار تو باغشون افتاده، دستش از آرنج هم در رفته بود هم بدجوووووری شکسته بود😑👩🏻🦯به آدم خبر ندادن، یه پسر داره، رفتن عمل کردن برگشتن بعد خبردار شدیم... امروز بهش سر زدیم یه کم بهش کمک کردم، ولی خب آدم حالش میگیره... هوا شدید گرم بود... برگشتیم خونه، ناهار اینا آماده کردیم، منم خونه رو مرتب کردم، بعد برقها رفت خوابیدم... بیدار شدم چایی خوردم، ظرفها رو شستم، بعد رفتم بدمينتون...
قبلا بدمينتون من عالی بود، حرف نداشت، ولی ولش کردم، چون مریض شدم و دکتر برام ممنوع کرد... حالا بعد چندین سال برگشتم، شدیدا اعتماد به نفسم رو از دست دادم، وقتی وارد زمین میشم خودم رو گم میکنم و استرس میگیرم... قراره ببرن مسابقه... من اصلاااا آماده نیستم اصلااا... استرس گرفتم، جلسه پیش با یه حریف خیلی ضعیف مسابقه دادم بردم، ولی باز استرس داشتم، امروز با یه حریف دیگه مسابقه دادم، بدجوری باختم، انگار اولین بارم بود راکت و توپ و زمین میدیدم☹️💔سر جمع ۱ ماه تمرین کردم، هیچ پیشرفتی ندارم... استرس مسابقه اذیتم میکنه، که نکنه برم خراب کنم... من همون آدمی بودم که مسابقه کاراته اصلا استرس نداشتم چون به خودم اعتماد کامل داشتم، ولی سر این خیلی خودم رو باختم🥲🚶🏻♀️اصلا از نظر ذهنی خوب نیستم... واقعا حس فلج بودن دارم... مربی امروز گفت واقعا گند زدی... تو حتی نمیتونی از زمینت مراقبت کنی... انقدر ۲ به ۲ کار کردیم انفرادی برام سخت شده... همه بچهها ازم کوچیکن... بعضیها انقدر حرفهای کار میکنند ولی من هی استرس میگیرم و خودم رو گم میکنم... مخصوصا نزدیک پریودم هست🥲💔قاطی شدم رسماااا... میخوام ۳شنبه ۲تا سانس رو بمونم خیلی کار کنم... بعد هی مسابقه و تمرین نگاه کنم... میخوام تو این چند روز باقی مونده حداقل از نظر ذهنی خودم رو آماده کنم... بدنی مشکلی ندارم فقط ذهنی و اعتماد به نفس رو درست کنم کافیه... تکنیکها رو باید خیلی نگاه کنم تا تو ذهنم بشینه تا خودکار بزنمش... خسته خسته خسته خسته