بنویسم1
سلااام دوستانم... خوبین؟ مرررسی بایت کامنت هاتون... الان نمی تونم جواب بدم ولی تا پس فردا همه رو جواب می دم چون درست شده لپ تاپم :)
راستش اومدم یه سری افکار دارم رو بنویسم...
اولی اینه که اگر بخوام اثر گذار باشم و کسی رو تغییر بدم اول باید از خودم شروع کنم... من تیپ شخصیتم قهرمانه... به فکر همه هستم و دوست به همه کمک کنم و این باعث می شه خیلی تمرکزم گرفته بشه... مثلا کتاب می خونم یا چیزی گوش می دم دنبال اینم بدو بدو برم به کسی یادش بدم... یا سعی می کنم همه رو عوض کنم یا حالشون رو خوب کنم... خب این خیلی خوبه ولی تا وقتی که خودم آسیب نبینم... اول باید خودم رو خوب بسازم بعد برم سراغ بقیه... به قول دکتر کیم اگر می خوای دنیا یا کسی رو تغییر بدی اول باید خودت رو تغییر بدی و از خودت شروع کنی... حرف حقی هستش... استاد ولدی راست گفت که ما گاهی به خودمون توجه نداریم فقط می خوایم دیگرون رو عوض کنیم... پس می خوام از این به بعد تا یه مدتی با کسی کاری نداشته باشم... برم تو لاک خودم و از درون خودم رو بسازم... مثل دوران کنکورم یا سال 98 که سال تحول اساسی من بود... شاید نه قطعا باید از همه آدما کنار بکشم و همه چیز رو بذارم کنار و روی خودم از هر جهت کار کنم... باید روی همه ابعاد زندگیم عمیق بشم نه سطحی....
دومین چیزی که درگیرم کرده اینه که چرا ما ایرانی ها همه چیز رو باید منفی تحلیل کنیم؟ خصوصا آدما !!! تقریبا 2 سالی می شه دارم دقت می کنم می بینم همیشه همه آدما رو بد گفتن!!! نشده یه بار ببینم یه نفر رو تعریف کنند... خوبیش رو بگن کنارش هزارتا بدی هم میگن اون خوبی هم بی اثر می شه... واقعا کاش بتونیم این اخلاق بد رو بذاریم کنار... ما ایرانی ها همونقدر که هوای همدیگه رو داریم همون قدر هم زیر آب همدیگه رو می زنیم... حسادت خیلی بددددده... منفی بینی متنفرم ازش.... من اخلاقم اینه که از کسی بد نگم و همیشه خوبی هاش رو ببینم چون همه ما خاکستری هستیم، یعنی خوبی و بدیمون ترکیب شده است و باید روی خودمون کار کنیم... چرا همه چیز رو صفر و وصدی ببینیم....
سومین چیز!! راستش گاهی می ترسم عین آدمایی بشم که ازشون متنفرم... مثلا امروز خودم رو بردم زیر ذره بین دیدم چقدر رفتارم با ابجیم عجیب شبیه مامانم شده :/ خب ترسیدم از خودم... من یه آدمیم که تموم اخلاق و ویژگی های خانواده و فامیل رو حفظم... و همه را با خودم تطبیق می دم... خوب باشه تقویت کردم بد باشه دارم روشون کار می کنم... ولی فقط روی ضعف هام تمرکز نکردم که افسرده بشم چرا این طوریم اتفاقا قبول کردم که باهاشون کنار بیام تا اصلاحشون کنم... نقاط قوت هم پیدا می کنم تا بهتر بشه... من الان خیلی می شنوم تو توی خانواده متفاوتی!! چون من دارم روی خودم کار می کنم و حذف و اضافه دارم و همین باعث می شه فرق من با بقیه بیشتر بشه... امیدوارم بتونم ادامه بدم و موفق بشم تو ساختن خودم