بالاخره
سلام... خوبین؟ بالاخره این جاهم آورد برام... نه انقدر پول و حال داشتم که نت پرو بخرم نه سیم کارت سفید داشتم و عین مردم عادی و معمولی :) دلتنگ این جا و نوشتن بودم... دیگه توی ورد نوشتن عادت کردم بهش... هعی... چقدر دنیا برام بعد 9 اسفند بی معنی و بی مزه شد... نمیدونم تجربه کردین یا نه ولی وقتی یه چیزی کاملا از چشمت میفته چه حسی داره؟ منم نسبت به دنیا همین طوری شدم... بعد شهادت رهبر واقعا انگار دنیا به کل از چشم افتاد... انگار هر چی غم و مشکل داشتم برام خیلی کوچیک شد... شاید واقعا بعد رهبر زندگی برام یه جور دیگه شد... هدف دارم زندگی می کنم ولی نه برای دنیا بلکه برای خودم... واقعا ایرانم رو دوست دارم... به آینده ایران شدیدا خوشبینم... قوی و مستقل شدن هزینه داره... شاید این روزها آقا کنارمون نباشه ولی از بالا ما رو می بینیه... دیگه مقابل توهین کننده ها کوتاه نمیام... قبل این وارد دفاع و بحث نمی شدم ولی بعد 9 اسفند شدم همون بولدوزر قبلی که کسی حریفش نیست... آره بعد رفتن آقا دیگه منم آدم سابق نشدم... ما خیلی آدم ها رو از دست دادیم... راستش خیلی وقته منم خودم رو از دست دادم .... ولی خیلی چیزها به دست آوردم :)
حرف برای گفتن زیاده و وقت کم... سرفرصت بیشتر می نویسم... بماند... یاعلی