5ماه
واووووو 5ماه نبودم... چقدر دلتنگ بودم... مرسی از یه دوستی که نبودم ولی پیگیرم بوده... حالم رو خوب کردی با کامنتت... چقدر اتفاقات افتاد تو این 5ماه... هعی... ولی راستش برگشتم چون تغییر کردم و بزرگ شدم... واقعا این مدت خیلی عوض شدم و یه هدف بزرگ و رسالتم رو تو زندگیم پیدا کردم ^_^ الان مدتیه دنبال برنامه ریزی و تلاش برای رسیدن بهش هستم... راستش از روز شبه کودتا یعنی 18 دی خونه ام تا الان... امتحانات مجازی و کلاس ها هم تا عید مجازی... امروز هم عشق من ماه رمضون اومد خداروشکر... عاشق این ماهم... 2ساله هی می گم قراره زبان بخونم دیگه امسال زبان رو یاد می گیرم ولی هیچی نکردم... یه مدت کلاس رفتم تمرین کردم که تهش استادش ول کرد... امسال کلاس آفلاین خریدم تا یه جایی دیدم ولی تو خوابگاه نشد سخت بود رها کردم... تا الان :/... هنوز اقدامی نکردم براش چون کتابام خوابگاههههه اه... بگذریم... ولی خب دارم روی سبک زندگیم روی خودم کار می کنم چون خیلی راه برای رفتن دارم... خداروشکر تا این جا خوب اومدم جلو و خدا هم هوام رو داشته... هر چند اخیرا شکست عاطفی سختی هم خوردم یعنی همین 18 بهمن بود که مجبور شدم از کسی واقعا عاشق همدیگه بودیم به طور غیر منتظره جدا بشم و واقعا هنوز اثراتش هست و دلتنگی اذیتم می کنه... ولی باید بلند بشم... بسم الله ^_^