کلافه
واقعا کلافه ام... دلیل؟ نمی دونم!!! واقعا زندگی تو این خونه خیلی سخته... هر روز زخم زبان هر روز انرژی منفی... نمی شه با کسی 2کلمه صحبت کرد تهش دعوا و توهینه... امروز امتحان داشتم... چند روزه خیلی بهم ریخته شدم... اعصابم نمی کشه... بعد امتحان و ناهار خوابیدم... خودم رو زدم زمین نرفتم باشگاه... هوا خیلییییی گرررررررمهههه... آدم عصبی می شه... خوااااابم میاد و سست شدم... فردا و پس فردا امتحان دارم... می خوام این 2تا رو دادم از اول برنامه بنویسم... آخه آدم که ربات نیست هر چقدر می خوام از خونه تاثیر کمتری بگیرم ولی نهایتا انرژیم رو تخلیه می کنند... عصر بیدار شدم، نشستم رو مبل دارم کارهام رو با گوشی انجام می دم مامانم داد زده تو چرا این طوری! وسایلت رو جمع نمی کنی! همیشه من باید بگم! هیچی بلد نیستی!... منم هیچی نگفتم تو دلم گفتم کار می کنم گیر می دی و بیخودی اشکال می گیری دریغ از یه بار تعریف کردن کار هم نمی کنم امون نمی دی خودم رو ثابت کنم... کلا ساز مخالف می زنند باهام... تک تکشون لج دارند باهام... دیروز می گه بهم اگر آبجیت هم سن تو بود تا الان بابات رو مجبور کرده بود ماشین رو عوض و بروز کنیم :/ منم گفتم نه که شما به حرف من و وجود من ارزش قائلید و اصلا بهم گوش می دید...!! هیچی سکوت کرد... کلا تو بد کردن حالم تخصص دارند... دوباره سریال خوب خانوادگی پیدا کردم می بینم تا مشغول باشم... خیلی کار دارم ولی خیلی انرژیم ته کشیده... حوصله هیچی رو ندارم... می خوام گریه کنم... سال پیش مهرماه با یه مشاور روانشناس یه بار تلفنی صحبت کردم... می خوام دوباره ازش وقت بگیرم شاید کمکی کنه بهم...
راستش الان یه چیزی به ذهنم رسید... این که به نظرم خیلی باید شل کنم... مثلا کلا تا باهام صحبت نکردن هیچی نگم... یا این که کلا تو لاک خودم باشم... حس می کنم زیادی خواستم محبت کنم زیادی خواستم آدم باشم براشون... مسئولیت پذیری دیگه بسه... آبجیم می خواد هر غلطی کنه بکنه مهم نیست... از زبان عقب بیفته نیفته به درک... حال کسی بد باشه مهم نیست... کسی پیام داد نداد اصلا مهم نیست... می خوام فقط خودم باشم... زندگیم تک نفره باشه... خداروشکر درگیر رابطه اینا نیستم وذهنم آزادتره... می خوام خودم و خدا باشم... این که بخوام برای این خونواده و جامعه خودم باشم زیادی آسیب می بینم.... تقصیرخودشونه قدردان من نیستن و همیشه گند زدن به زندگیم :) من چیزی برای از دست دادن ندارم ولی تهش اونا پشیمون می شن... اونایی که انقدر قلبم رو شکوندن... انتظاری از یه سری موجودات بی درک ندارم :)