مغز شلوغ
مرسی بابت کامنتهاتون❤️ راستش بهشون جواب دادم ولی نمیدونم چرا بلاگفا برام انقدر کنده و تایید نمیشه هی خطا میده🤐👩🏻🦯
کاش این مغز ما یه کلید خاموش کردن داشت و میزدی خاموش میشد... از عمد روی خودم خیلی کار ریختم تا نتونم فرصت تنبلی و زیاد فکر کردن پیدا کنم... شنبه رفتم از خوابگاه وسایلم رو آوردم راحت شدم... هر روز باشگاهم... سنگین برنامه نوشتم تا خسته بشم... ولی هنوز جا برای تنبلی دارم👩🏻🦯لامصب خوابم رو نمیتونم درست کنم... بگذریم...!!!
راستش یه جمله یادم افتاده، جمله: افکارت و ذهنت زندانته... راست میگه... من نمیتونم بیرون از خودم رو کنترل و اصلاح کنم ولی میتونم خودم افکارم زندگیم رو مدیریت کنم... سخنرانی کینه سرطان روح استاد شجاعی رو گوش میدم، حرفهاش خیلی عالین... من نمیخواستم قبول کنم که دچار کینه و خاطره شدم... ولی دیدم نه واقعا با این دست فرمون برم جلو نهایتا خودم رو نابود میکنم... راستش از خانواده خستهم ولی چارهای ندارم... راهش همین بیخیال بودن و گذشت و تحمله... گیر دادنهای مامان، جو منفی و سنگین خونه، رفتارهای عجیب آبجیم که تو سن آستانه نوجوونیه... خب عملا با این همه تفاوت نهایتا خودم از بین میرم... فکر پول و جراحی دندونم و بدهیم به دانشگاه و هزینه زندگی و قسطهام گاهی خیلی نگرانم میکنه... ولی واقعا چقدر خودم رو زندانی افکارم کردم، چقدر خودم رو محدود کردم، چقدر خودم رو از خدا دور کردم... کاش بتونم این روح کوچیکم رو خیلیییییی بزرگ کنم... بشم دریا بشم آب کر که هیچیش نشه... الان شبه سکوووت... هیشکی نیست بهم گیر بده حالم رو بگیره، کسی نیست بره روی اعصابم... قدردان این لحظاتم... بايد از اول برنامه بنویسم و عزت نفسم رو درست کنم🤗گاهی آدم خودش رو بیخودی اسیر میکنه... شاید باید زندگی رو که انقدر محکم گرفتم کاملا رها کنم...
فردای خیلی شلوغی دارم، صبح بتونم زود بیدار بشم ناهار درست کنم چون مامان بابا میرن مراسم خاکسپاری یکی، بعد برم باشگاه، از باشگاه بیام برم بانک تا کارت جدید بگیرم چون کارتم رو گم کردم... بعدش بتونم برم آرایشگاه که ابروهام رو خیلی وقته تمیز نکردم، بعد بیام نماز و ناهار بعد حرکت کنیم بریم مرکز استان، خودم ارتودنسی دارم، مامان بره دکتر پوست، آبجیم بره دکتر تغذیه، خودم میخوام چادر نماز بخرم، و امتحان هم دارم، هیچی نکردم، باید بشینم بخونم، با این همه کار و خستگی...🫠❤️🔥هر چی باشه از بیکاری و تنبلی بهتره... صبح باید زنگ بزنم اداره که حقوقم رو کم کنند تا از بدهی دانشگاه کم بشه که آخر فارغالتحصیلی مجبور نباشم ۵۰ ۱۰۰ میلیون یک جا بدم🫥👩🏻🦯🙊
حس میکنم باید هر روز بنویسم، یعنی مطمئنم باید بنویسم... فقط وبلاگ کاش همکاری کنه با آدم🙄💔